خدا پیغمبر گرامی اسلام را وقتی فرستاد که از دیر باز پیغمبری نیامده بود .
ملتها در خوابی طولانی فرو رفته بودند..سر رشته ی کارها از هم گسیخته بود.
جنگها همه جا شعله ور بوددنیا را تاریکی جهل و گناه تیره ساخته بود.
فریبکاری آشکار بود.فروغ هدایت خاموش شده بود.
ترس دلهای مردم را فرا گرفته بود و پناهگاهی جز شمشیر خون آشام نداشتند.
حضرت علی (ع)

اقرا باسم ربک الذی خلق..
پروردگاری که جهان را آفرید آدمی را آفرید آنچه نمیدانست با
فرمانی بدو آموخت
عید بر عاشقان مبارک
لینک ثابت
ساعت 13:57  دل نوشته ღ♥ღ زنی از جنس نور ღ♥ღ
|
محرم؟؟؟؟-۱-
سحرگاهان حرفی زدی
دل آشوب شد
چشم دوام نیاورد
سرزمین صورتم سیلابی شد
منطقم از کار افتاد
ذهنم طوفانی شد
اما شکستم بدتر از هر شکستنی
من با این گردباد درونم چه کنم
قایقهای احساسم را به صخره ها میکوبد
گورستان احساسم را میبینم
کفن سفید مرگ پوشیده ام
اما تو پیراهن سیاه عذا را نپوش
اما نه این عشق بزرگتر از آن است
که غسلش دهم و تدفینش کنم
نکند عروست آن آشنای دیرین بود؟؟
من به اشتباه به حجله آمدم
به احترام عشق سکوت میکنم
به حرمت نگاهت حرفی نمی زنم

روزه عشق-۲-
میخواهم روزه بگیرم ، روزه سکوت ،روزه دیدن،روزه نفس کشیدن.وان رو پر آب میکنم پیرهن سپیدی به تن میکنم پاهام رو توی آب میزارم چقدر سرد درست به سردی قلبهای یخی.موهام سیخ سیخ میشه .میخوام برگردم اما باید شجاع بودتوی آب میخوابم اب میون موهام رقص میکنه و همه وجودم شناور میشه. منتظر میشم تا آخرین اتم اکسیژن ریه هم تموم بشه احساس سبکی میکنم دارم پرواز میکنم .دستی رو حس میکنم نکند فرشته ها به سراغم آمده اند؟؟ یه حس توی مایه های آرامش دارم.یکی میخواد من رو از این رویای شیرین بیدار کنه صداشو میشنوم میگه:دیوونه برگرد محض رضای عشق برگرد بوسه ها شو بر روی لبهام حس میکنم .اکسژن به ریه هام هجوم میاره.جنگ بین بودن و رفتن.امان از دست تو .باز روزه ام رو شکستی و من با عشق تو افطار کردم.
:Note
به صلیب کشده شدم /از قاضی گناهم را پرسیدم/گفت عشق بزرگترین گناهت بود/من مصلوب عشقم/من اینگونه مردن را میپرستم.


اشک،سردرد،اشک
عشق،غم،عشق
حس امروز من بود
شک ،بی اعتمادی ،شک
تردید،خشم ،تردید
حس امروز تو بود

لینک ثابت
ساعت 17:11  دل نوشته ღ♥ღ زنی از جنس نور ღ♥ღ
|

